دیوانه بازی

خرید بک لینک
سینه با ذکر حسین ِفاطمه دادم تو رازیر این پرچم بمانی،  بیمه باشی از بلابا خدا باشی نه اینکه دین شود بازیچه اتای پسر مردانگی کن چون شه  کربُبلاجان مادر زندگی کن چون درختی قد بلندسینه ات صاف و سِتَبرُ و سر به زیر و با حیادین فقط ریش و نماز  و قصه ی احکام نیستنیتت این باشد از اول شوی مرد خداآرزو دارم که راهت گم نگردد ای عزیزمثل دینداران ِ امروزی فقط فکر ریادر محرم سینه ها صد چاک از اسم حسینآب می بندند اما ...مثل  دشت نینوامی سپارم من تو را در مکتب عشق وجنونتو حسینی باش میفهمی دلیل ماجرا#فاطمه_مقامی + نوشته شده در شنبه بیست و سوم مرداد ۱۴۰۰ ساعت 10:32 توسط فاطمه مقامی  |  دیوانه بازی...

ما را در سایت دیوانه بازی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 98 تاريخ: چهارشنبه 1 تير 1401 ساعت: 19:59

کبود گشته خدایا تمام صورتمانتمام کی شود آخر غم و مصیبتمان صدا درون گلو خورده باز مهر سکوتتکان نمی خورد از جا هوای غیرتمان به وقت مردنمان  هم کسی نمی آیدخدا خودت نظری کن به این بصیرتمان به خاک خفته همه عشق و آرزوهاماندوباره کم شده گویا شمار کثرتمان دلم گرفته و قلبم نمی زند انگارتمام خاطره ها گشته رنج و حسرتمان به جان آدمیان ای زمین چها کردیبه یادگاری تاریخ گو زفطرتمان کبوتر غزلم بال وپر شکسته شدهنمانده شوق رهایی نمانده قدرتمان#فاطمه_مقامی@FMM62 + نوشته شده در جمعه پنجم شهریور ۱۴۰۰ ساعت 19:26 توسط فاطمه مقامی  |  دیوانه بازی...

ما را در سایت دیوانه بازی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 91 تاريخ: چهارشنبه 1 تير 1401 ساعت: 19:59

  در سینه ام آتشفشانی خواب و سرد استاین دل از آوار زمان روییده ، مرد استطوفان و سیل و زلزله بسیار دیدهاما فراموشی همیشه راه درد استعشق و محبت ، در به سوی آسمانهاستسرخی صورت از  گزار روی زرد استدر کوچه ی احساس من هر شب عروسی ستاما خیالم در جهانت دوره گرد استدنیا از اول تا همین الان الان  بازی منچ و مارو پله ،تخته نرد استشاید شبی در فکر خورشید دم صبحدل بین ماندن یا که رفتن در  نبرد استاما همیشه یک  کبوتر جلد و آرامدر راه لانه محکم و پروانه گرد است#فاطمه مقامی + نوشته شده در سه شنبه دهم اسفند ۱۴۰۰ ساعت 15:14 توسط فاطمه مقامی  |  دیوانه بازی...

ما را در سایت دیوانه بازی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 88 تاريخ: چهارشنبه 1 تير 1401 ساعت: 19:59

صفحه بندی